هل من ناصر ينصرني هل من ناصر ينصرني .

هل من ناصر ينصرني

هل من ناصر ينصرني ( آيا كسي هست مرا ياري كند ؟)

                                      به نام خدا

حضرت صاحب الزمان ( عج) مي فرمايند :

(ما  به  احوال  شما آگاهيم  و هيچ  چيز از اوضاع  شما  بر ما پوشيده  نيست .)  

پيرزني مالباخته از شما آقايان قضات  محترم كمك فكري مي خواهد .                                              ((  هل من ناصر ينصرني  ))

بخوانيد تا در روز قيامت نگوييد (خبر نداشتم يا نميدانستم) .

   سلام عليكم " احتراما

خواهشمندم در صورت امكان  با دقت جريان پرونده اي  كه هم    اكنون  در جريان است را بخوانيدو در صورت امكان به سئوالاتي كه برايمان پيش امده جواب بدهيد (من قصد توهين و بي احترامي  به كسي را ندارم )وهمچنين نمي توانم چشمان اشكبار پيرزن را تحمل كنم به قانون احترام مي گذارم و از شما كمك مي خواهم .

پرونده اي است كه يك پير زن به همراه پسر خود   خانه اي را  در     تاريخ 1382شمسي مي خرد و  مبلغ   قيمت  خانه  را  كه  يك  ميليون  و  دويست هزلزتومن است را در سه قسط قرار است كه بدهد .  قسط   اول كه  چار  صد هزار تومن است  را به صاحب خانه ميدهد و قولنامه   توسط   صاحب   خانه و بنگاهي و شاگرد او و برادر شوهر صاحب خانه امضاء ميشود .و قسط دوم را چون  صاحب خانه را پيدا نمي كند به بنگاهي مي دهد  و قولنامه   توسط بنگاهي و شاگرد او امضاء مي شود( دليل اينكه صاحب خانه را پيدا نمي كند چيست؟) 1  موعد قسط سوم پيرزن مي خواهد پول باقي مانده را بدهد و خانه را تحويل بگيرد . صاحب خانه در بنگاه حضور پيدا نمي كند چون خانه كه در ان زندگي مي كند به گفته بنگاهي دور است(توضيح )2  بنگاهي  به    پيرزن مي گويد كه شما پول را به من بده پير زن مي گويد كه اگر خانه مال من است پس شما خانه را اجاره بده پول رهن را بجاي   پول   باقي   مانده   خانه  كه چهارصد هزار تومن است را از مستا جر بگير   و قولنامه اصلي  را  به  من بده . قرار مي شود بنگاهي پير زن را خبر دهد تا پير زن براي تحويل  گرفتن گولنامه اصلي و اجاره خانه مراجعه كند ولي خبري نمي شود  و وقتي پير زن به بنگاهي مراجعه مي كند  بنگاهي از او   گولنامه اي  را  كه   يكبرگ    ان  دست  پير زن  بو د  را  از  او   مي خواهد و پير زن كپي ان قولنامه   را به او مي دهد و بنگاهي قولنامه را پاره مي كند و مي گويد بلند شو برو و ديگر اين طرفها پيدايت نشود پير زن مي گويد خانه مرا تحويل بده بنگاهي مي گويد  شما  ديگر  مدركي نداريد كه نشان بدهد كه خانه را خريده ايد و  خلاصه  پير زن براي پيدا كردن صاحب خانه  ان  منطقه  را  پرس و جو  مي  كند و  پيدا نمي كند  بنگاهي  از  فرصت  استفاده كرده و خانه را با  جعل  سند  به  كسي  ديگر   مي فروشد .

پير زن بعد از جستجوي  زياد  از  بنگاهي  شكايت  مي كند .  ابلاغيه    براي بنگاهي صادر مي شود جلب  براي بنگاهي صادر مي شود حالا بنگاهي مخفي شده پير زن براي يافتن بنگاهي ان منطقه را جستجو  مي كند چون از  طرف دادگاه به او ابلاغ شده كه بايد بنگاهي را پيدا كند .

قاضي پرونده پيرزن را براي انگشت نگاري  در  مورد  سندي  را  كه   اقاي  بنگاهي جعل كرده  است به  انگشت  نگاري مي فرستد و  كارشناس  با نامه اي به دادگاه خبر مي دهد كه امضاء جعلي است و  پير  زن  اين  قولنامه  را امضاء  نكرده است.

شكايت اين پرونده از سال 1387 ال 1392 كيفري كه به علت متواري بودن بنگاهي به نتيجه نرسيده و از سال 1393 بصورت حقوقي مدني شكايت ادامه پيدا كرده و اكنون در جريان است.

هم اكنون در ان خانه خريدار دوم مي نشيند كه ان خانه با قولنامه جعلي به او فروخته شده است .

= دادگاه از نظر كارشناس و همچنين از فرم صورت جلسه  خبر دارد !

چرا حكم باطل شدن قولنامه جعلي را نداده و پيرزن را به اداره اراضي ملي فرستاده است ، كه اين حكم باعث شده پيرزن به بيماري اعصاب دچار شود .

 

 1–ايا با قولنامه جعلي مي توان خانه اي را فروخت؟

 2- چرا شاهدان قولنامه جعلي به دادگاه فرا خوانده نشدند و در مورد   امضاء قولنامه از انها سئوال نشد ؟

3 ايا بايد پير زن به دنبال محكوم ( بنگاهي )بگردد يا ما مور قانون ؟

4 – ايا پير زن براي اوردن شاهدان قولنامه جعلي بايد ان منطقه را جستجو كند و يا مامور قانون ؟

5 – ايا اقاي قاضي از جعلي بودن قولنامه اي  كه  اقاي  بنگاهي  به خريدار دوم داده خبر دارد يا نه ؟

6- چرا قولنامه دومي كه در دست خريدار دوم  است  اعتبار دارد  ولي  قولنامه   اولي  كه در  دست  پير زن   است اعتبار ندارد؟

7-ايا اگر كسي خانه اي را بخرد و در ان خانه وارد نشود و خانه  را خالي بگذارد كس ديگري  كه كليد ان خانه در دست او است مي تواند ان خانه را بفروشد ؟( يعني خانه اي را كه بصورت امانت به كسي سپرده شده – انكس خانه را بدون اطلاع صاحب خانه بفروشد .

اگر اينطور باشد ديگر نمي توان خانه را موقع مسافرت به كسي سپرد )

8- تصميم قانون در مورد شاهدان قولنامه جعلي چيست ؟

9- چرا صاحب خانه اصلي قبل از گرفتن قسط سوم خانه را خالي كرده است ؟

10- دليل اينكه بنگاهي در مشاور املاك خود حاضر نمي شده تا جواب سئوال پير زن را بدهد چيست ؟

11- اين پرونده به دليل پيدا نكردن مكان بنگاهي  هنوز بجائي نرسيده است ؟

12-آيا قولنامه اي كه در دست پير زن است از درجه اعتبار ساقط شده و قولنامه  اي كه در دست صاحب خانه فعلي است و با استفاده از قولنامه جعلي بنگاهي درست شده اعتبار دارد .؟

13 آ يا اگر هر بنگاهي منزل صاحب خانه اي را  با اجازه صاحب خانه به كسي بفروشد مي تواند  دوباره همان خانه را بدون اجازه صاحب خانه اصلي يا دومي  به كسي ديگر  يعني خريدار سوم بفروشد  - حكم  قانون حكومت اسلامي  در مورد اين بنگاهي چيست ؟

14 – چرا صاحب خانه اصلي بدون اطلاع  خانه مورد معاوله را خالي كرده و ازان خانه رفته است ؟

15- به گفته پير زن صاحب خانه اصلي را پيدا كرده و دليل خالي كردن خانه را از او پرسيده و صاحب خانه به او گفته كه بنگاهي مرا ترساند و گفت كه پير زن ديوانه شده و مي خواهد خانه را پس  بدهد  و    به همين دليل من از انجا رفتم و كليد را به بنگاهي دادم تا مبلغ قسط را از پير زن گرفته و خانه را تحويل بدهد  .

=اين گفته هاي صاحب خانه اصلي  سنديت دارد و در دادگاه است .

=اقاي الف در محل خانه مورد معامله حضور پيدا كرده وبه صاحب جديد خانه  گفته كه شما نگران نباشيد پير زن نمي تواند كاري بكند او. نمي تواند خانه را از من بگيرد.   با توجه به گفته هاي اقاي الف  ايا بايد باور كنيم حرفهايي كه زده درست است و پير زن هرچه قدر هم تلاش كند نمي تواند حق خود را بگيرد  ايا وقتي پير زن با انهمه تلاش وقتي نتوانسته حق خود را بگيرد بايد گفته هاي اقاي الف را قبول كند يا اينكه قانون عدالت اسلامي حق پير زن را از اقاي الف خواهد گرفت؟

 

((از مبلغ باقيمانده پول خانه مورد معامله دقيقا چهارصد هزار تومن باقي مانده است كه بايد پير زن اين مبلغ را به خانم ن مي داد كه قرار شده بنگاهي با اجاره دادن خانه پول رهن 400 تومن را بجاتي پول باقيمانده بردارد )).

 

الف متهم است به (جعل امضاء  - فروش مال غير  - فوش دادن به پدر و مادر پيرزن - خيانت در امانت).

 

توجه : در مورد اجازه نامه كسب مشاور املاك اقاي الف پرسيديم گفتند باطل كرده اند ولي بعدا فهميديم با همان كسب پروانه در جاي ديگري مشغول بكار است و راستي چطور اجازه داده مي شود با يك اجازه نامه يك مشاور املاك چندين شعبه مشاور املاك در چندين نقطه بر قرار كند و مشغول كسب و كار باشد؟

1-   الان هفت سال است كه اين مادر پير كه اشنايي زيادي به قانون ندارد و كم سواد است به دنبال گرفتن خانه خود از اقاي الف  هفت سال زندگي خود را صرف كرده است و خانه اي اجاره كرده و در ان زندگي مي كند در حقيقت وقتي به اداره اي رجوع مي كند و جواب درست حسابي نمي دهند ديگر اين زندگي نيست .

 

2-  او با اول كه گفتند خانه جزو اراضي ملي است به علت  شدت ناراحتي عصبي به بيماري عضلاني مبتلا شد كه الحمد ل.. شفا يافت

 

3-  در دو نوبت پير زن نتوانسته در دادگاه حاضر شود كه به علت بيماري بوده و تهديدجاني  از طرف اقاي الف كه در شكايات نوشته نشده است

 

4- چطور بارها اقاي الف در دادگاه حاضر نمي شو.د حكم غيابي صادر نمي شود ولي وقتي پير زن نمي تواند در دادگاه حاضر شود با يد عوذر موجه داشته باشد .

 

5-  چطور است كه پير زن در سرماي شديد بايد در دادگاه حاضر شود ولي اقاي الف مي تواند در همان روز در دادگاه حضور پيدا نكند و قانون با او هيچ كاري نداشته باشد

 

6-  چرا وقتي معلوم شد سندي را كه اقاي الف مبني برايكه خانه را از پير زن خريده جعلي است قاتون نسبت به مهر و پلمپ خانه اقدام نكرد ه است .

 

7-   وقتي اتحاديه به پير زن گفته كه پروانه كسب اقاي الف را باطل كرده پس چطور اقاي الف باز هم با همان اجازه نامه كسب يا پروانه اقدام به داير مشاور املاك در جاي ديگري  كرده است و اصلا چرا قانون اجازه مي دهد كه با يك پروانه كسب اقاي الف بتواند در چندين جا بنگاه مشاور املاك داير كند ؟

 

+ايا اينكارها باعث نمي شود انسان سكته كند يا اعتماد خود را نسبت به قانون و مسئولان از دست بدهد .

 

صاحب خانه اصلي در دادگاه   شعبه  () مداركي را در پيش اقاي قاضي محترم شعبه (..)   امضائ  كرده  و توضيح داده كه من خانه را به پير زن فروخته ام . همسايه ها هم از فروخته شدن خانه به پير زن خبر دارند .

توضيحات :

1-  بنگاهي به صاحب خانه اصلي گفته كه پير زني كه خانه شما را خريده ديوانه شده و حواس درست و حسابي ندارد و ممكن است كه خانه را پس بدهد و پول خود را پس بگيرد !

2-  پس صاحب خانه اصلي  در نقطه كمي دورتر خانه اي را اجاره مي كند ولي به هيچ يك از همسايه ها خبر نمي دهد كه من در فلان ادرس زندگي مي كنم چون مي ترسيد پير زن او را پيدا كرده و خانه را پس بدهد .

((اكنون دادگاه بدون توجه به قولنامه  جعلي  بنگاهي   راي  داده  چون اخرين خريدار بعد از خريد  خانه را تصرف كرده و پير زن از زمان خريد  خانه  در ان  تصرفي  نداشته  پس  خانه  از   ان  اخرين  خريدار مي باشد  )).

( اين پرونده بايد باز خواني شود  با توجه به اشكهاي مادري كه اگر مادر خود ماهم بو د با او اين چنين رفتار مي كرديم)

       ( چرا به سندي كه مشاور املاكي جعل كرده توجه نمي شود .)

       ( با توجه به راي دادگاه اين مادر بايد خانه مورد معامله را تصرف مي كرد ولي اين مادر بنا به گفته خويش چون سند اصلي را دريافت نكرده بود ملك را تصرف نكرده است . چرا ؟

 چون صاحب خانه اصلي نيست. چرا؟

 چون مشاور املاكي او را از اينكه پيرزن خانه را پس بدهد ترسانده بود / چرا بنگاهي در طول پرونده وقتي دادگاه وقت حضور در دادگاه را ابلاغ كرده بود حاضر نشده ( دليل اين بود كه پرونده طول بكشد و بتواند خانه را با سند جعلي كه خود درست كرده بود را به نفر دوم بفروشد و با توجه به اين كه پير زن خانه را تصرف نكرده پس نقشه مشاور املاك به خوبي پيش مي رود و اخر هم همان چيزي شد كه مشاور املاك مي خواست / تلاش او بي نتيجه نماند و توانست با جعل سند و فروش خانه مورد معامله انهم در زماني كه همين خانه در دادگاه پرونده شكايت داشت ).                                                                                                     -  چرا پير زن را به اداره اراضي ملي فرستاده اند ؟

-    آيا خانه جزو اراضي ملي است چرا پلمپ نشده ؟

- چرا وقتي اين خانه مورد معامله در دادگاه پرونده  در حال بررسي دارد خانه پلمپ نشده تا بنگاهي نتواند از فرصت استفاده كرده و با در نظر گرفتن غفلت( دادگاه و پيرزن ) خانه را  با جعل سند  به ديگري بفروشد؟.

- چرا به جعلي بودن قولنامه بنگاهي توجه نكرده اند ؟

با تشكر از شما كهتوانستيد سيل اشك را بر چشمان و صورت  پير زن جاري سازيد.

افرين بر شما ؟

- چگونه مي توانيد با راحت خيال  و  وجداني آسوده  در خانه خود زندگي كنيد در حالي كه اين پير زن با بافتن قالي درشب وروز توانسته بود اين خانه را بخرد كه با كلاهبرداري بنگاهي ان را از دست مي دهد .

حرف اخر نتيجه = بنگاهي به پير زن خوب گفت:به چه كسي مي خواهي شكايت كني كدام دولت ، كدام قانون ،تو نمي تواني اين خانه را از من بگيري.

 

بدانيدكه 8 سال اين پير زن بدنبال گرفتن حق خود راه پيموده و نتيجه اين شده ما همين مدت را در قيامت خواهيم پيمود ؟

------------------------------------------

ماده ۲۲۴ – مي‌توان كسي را كه خط يا مهر يا امضا يا اثر انگشت منعكس در سند به او نسبت داده شده است، اگردر حال حيات باشد، براي‌استكتاب يا اخذ اثر انگشت يا تصديق مهر دعوت نمود. عدم حضور يا امتناع او از كتابت يا زدن انگشت يا تصديق مهر مي‌تواند قرينه صحت سند تلقي‌شود.

در اين مورد چرا پيرزن را براي اثر انگشت به كارشناس فرستادند ولي از بنگاهي نخواستند كه به كارشناس مراجعه كند و همچنين از شاهدان سند جعلي هيچ سئوالي نشد.

-------------------------------------------

راي دادگاه اول با توجه به مواد قانون:

ماده 158 - دعواي تصرف عدواني عبارتست از:

‌ادعاي متصرف سابق مبني براين كه ديگري بدون رضايت او مال غيرمنقول را از تصرف وي خارج كرده و اعاده تصرف خود را نسبت به آن مال‌درخواست مي‌نمايد.

ماده 161 - در دعاوي تصرف عدواني، ممانعت از حق و مزاحمت، خواهان بايد ثابت نمايد كه موضوع دعوا حسب مورد، قبل از خارج شدن‌ملك از تصرف وي و يا قبل از ممانعت و يا مزاحمت در تصرف و يا مورد استفاده او بوده و بدون رضايت او و يا به غير وسيله قانوني از تصرف وي‌خارج شده است.

پير زن به دليل  اينكه وقتي به بنگاهي مراجعه كرده و بنگاهي قولنامه (كپي) را پاره كرده چنانچه جريان را در متن بالا نوشته ام  به بنگاهي سپرده كه خانه را اجاره بدهد و كليد خانه را نيز به بنگاهي سپرده است ( ايا قانون به اين توجه نمي كند كه بنگاهي امامنت را بفروش رسانده است  انهم با جعل سند ) ، ايا قانون بايد به اين موارد توجه نكرده و راي را به طرفين بنگاهي كه ( در دادنامه دادگاه هم ذكر شده كه ايشان مجهوالمكان مي باشد – دليل اينكه اقاي بنگاهي در دادگاه حاضر نمي شود چيست  چرا از انزمان كه پير زن را از بنگاهي بيرون انداخت تا بحال در هيچ يك از نوبت هاي دادگاه حاضر نشده است ) .

ضمنا ==================================

ماده 8 - هيچ مقام رسمي يا سازمان يا اداره دولتي نمي‌تواند حكم دادگاه را تغيير دهد و يا از اجراي آن جلوگيري كند مگر دادگاهي كه حكم‌صادرنموده و يا مرجع بالاتر، آنهم در مواردي كه قانون معين نموده باشد.

اگر وكلا طرفين خبر داشته باشند كه سندي هست كه نشانم مي دهد كه قولنامه بنگاهي جعلي است و دادگاه را از ان باخبر نكنند حكم چيست ( چه وكيل طرف حقذ يا ناحق )

ماده 358 - چنانچه دادگاه تجديدنظر ادعاي تجديدنظرخواه را موجه تشخيص دهد، رأي دادگاه بدوي را نقض و رأي مقتضي صادر مي‌نمايد.‌درغير اين‌صورت با رد درخواست و تأييد رأي، پرونده را به‌دادگاه بدوي اعاده خواهد كرد.

‌ماده ۳۱۸– پس از صدور دستور موقت در صورتي‌كه از قبل اقامه دعوا نشده باشد، درخواست‌كننده بايد حداكثر ظرف بيست روز از تاريخ صدور‌دستور، به منظور اثبات دعواي خود به دادگاه صالح مراجعه و دادخواست خود را تقديم و گواهي آن را به دادگاهي كه دستور موقت صادر كرده تسليم‌نمايد. در غير اين‌صورت دادگاه صادركننده دستور موقت به درخواست طرف، از آن رفع اثر خواهد كرد.

وقتي دادگاه از پيرزن خواست تا دليل و سند جديدي به دادگاه ارائه نمايد .

پير زن براي اوردن سند كارشناس و فرم صورت مجلس به بايگاني مراجعه كرده كه در  قسمت بايگاني وي را معطل كرده اند و هر بار مراجعه كرده گفته اند پيدا نكرديم و وقط مقرر قاضي به اتمام رسيده است و حكم صادر شده است پس دليل نرسيدن مدارك  قسمت بايگاني بوده است .

                        با تشكر غريبي در وطن


برچسب: ،
ادامه مطلب
امتیاز:
 
بازدید:
+ نوشته شده: ۲۰ فروردين ۱۳۹۵ساعت: ۰۶:۳۵:۳۷ توسط:هاشم موضوع: